با توجه به اینکه کشور ما کشوری است غنی و ثروتمند از لحاظ منابع، چرا هر روز

بی‌گمان عمده‌ترین دلیل وجود فقر در هر جامعه‌ای، فاصلة طبقاتی و توزیع ناعادلانة ثروت‌هاست. به ویژه آنکه در کشور غنی و ثروتمندی مانند ایران اسلامی، علی‌رغم رشد اقتصادی خوب این پدیدة زشت دیده می‌شود. البته به اعتقاد ما این معضل ریشه در تاریخ ایران دارد و در واقع کشور ما هنوز از آثار تبعات این تبعیض که از صدها سال حکومت پادشاهی بر آن وارد شده است، رهانیده نشده است. در واقع اقتصاد ایران پس از انقلاب تأثیرپذیری فراوانی از دو پدیدة شوم دارد که در هر دو پدیده، دستان خبیث استعمارگران غارتگری مانند انگلستان و امریکا به خوبی قابل مشاهده است، یکی حکومت پادشاهان دست نشانده بویژه در دو سلسلة ننگین قاجار و پهلوی که اقتصادی ضعیف و وابسته نصیب ملت ایران نمودند و دیگری جنگ تحمیلی هشت ساله که بر اقتصاد ایران ضربات مهلکی را وارد کرد. اما با این حال می‌توان سه عامل را علت اصلی گسترش فقر دانست:
الف) عدم اعتناء برخی کارگزاران به مقولة عدالت
اگر در جامعة ما برخی افراد ذی‌منصب به مقولة عدالت توجه ویژه‌ای مبذول می‌داشتند، بی‌شک مسئله فقر و نداری بسیار کمتر از حال بود. می‌توان گفت وجود فاصلة طبقاتی و توزیع ناعادلانة ثروت، ناشی از بی‌عدالتی است که مع‌الاسف علی‌رغم هدف اصلی انقلاب و تأکیدات امام و رهبری، توسط عده‌ای افراد مسئول و غیرمسئول صورت پذیرفته است. مسئلة «عدالت اقتصادی» ـ که یکی از اهداف عالیه انقلاب است ـ از جمله مسائلی است که مورد تأکید فراوان اسلام و اهل‌بیت ـ علیه السلام ـ قرار گرفته است. چنانچه در قرآن کریم، بارها بر این امر تأکید شده است به عنوان نمونه در آیة «والارض وضعها لِلانام»[1] بر این نکته تأکید دارد که زمین و هر آنچه در آن هست،‌ تنها به یک گروه یا طبقة خاص، ‌اختصاص ندارد و از آن همگان است. علاوة بر این، طبق تأکید قرآن، ‌امکانات و ثروت‌ها نباید در اختیار قدرتمندان و سرمایه‌داران باشد « کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ ». در زمان حکومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ ، ایشان برای تحقق عدالت اقتصادی در جامعه، ابتدا به یکسان‌سازی شرایط رشد و رفاه عمومی پرداخت و کوشید تا محرومیت برخی قشرهای اجتماعی را که به دلیل توزع ناعادلانة بیت‌المال در گذشته پدید آمده بود برطرف سازد. با تلاش‌های ایشان، نوعی تعادل و هماهنگی در زندگی عموم مردم پدید آمد. خود آن حضرت در این باره می‌فرماید: «ما اصبح بالکوفةِ احدٌ اِلاّ ناعماً، إنّ ادناهم منزلةً لیأکل البرّ و یجلسُ فی الظّلِّ و یشربُ من ماءِ الفرات»[2]؛ هیچ کس در کوفه نیست که زندگی او سامان نیافته باشد. پایین‌ترین افراد نان گندم می‌خورند و خانه دارند و از آب فرات استفاده می‌کنند.
این نکات نشانگر اهمیت اسلام به اصل عدالت در تمام زمینه‌ها به ویژه عدالت اقتصادی است. همان مسئله‌ای که امام امت و رهبری معظم انقلاب بر آن تأکید فراوان داشته‌اند ولی باید اقرار نمود علی‌رغم تلاش‌های همه جانبة مسئولین دلسوز کشورمان، مع‌الاسف سوء تدبیر و بی‌اعتنایی برخی مسئولین مربوطه به مقولة عدالت، ‌موجب شده است که فاصلة طبقاتی در جامعه ایجاد شود. اما با این همه بی‌انصافی است اگر گام‌های صورت گرفته در جهت رفع تبعیض و فاصلة طبقاتی کشور را نادیده انگاریم، ولی با این حال به فراخور اهداف عالیة انقلاب و اندیشه‌های بلند امام و رهبری،‌ انتظار بیشتری از مسئولین مملکتی در این زمینه می‌رود.
ب) عدم توجه به تأکیدات امام خمینی و مقام معظم رهبری
امام امت و رهبر انقلاب بارها به علت رواج فقر اشاره نمودند و تبعیض در تقسیم ثروت‌ها و درآمدها را علت مهم ازدیاد فقر ـ علی‌رغم رشد اقتصادی خوب‌ ـ می‌دانستند. بی‌گمان اگر به هشدارها و تأکیدات امام و رهبری توجه بیشتری می‌شد، این فاصلة طبقاتی به حدّ فاحش خودش نمی‌رسید. با نگاهی به برخی بیانات این دو شخصیت، این مسئله مشخص‌تر خواهد شد:
1. «این‌طور نباشد که مثل رژیم سابق که یک دست بالاها را برای‌شان همه چیز فراهم کردند، ‌به علاوه که جیب‌‌هایشان را هم پر کردند و فرستادند و یک دسته هم زاغه‌نشین اطراف تهران که الآن هم باز همین‌طور هستند؛ این‌ها باید تبدّل پیدا کنند»[3].
2. «رژیمی را که ما در صدد تحقق آن هستیم و اگر موفق بشویم متحقق بشود، رژیمی است که این فواصل مردم را به هم نزدیک می‌کند، و این اختلافات طبقاتی تعدیل می‌شود»[4].
3. «خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند.»[5]
4. « اسلام است جلو منافع شخصی را می‌گیرد. اسلام است که نمی‌گذارد این گردن کلفت‌ها زندگی اشرافی بکنند، یک زندگی آن‌جور که دلشان می‌خواهد بکنند، اسلام تعدیل می‌کند.»[6]
5. « ثروت‌هایی را که این مالکان ـ سرمایه‌داران طاغوتی ـ به ناحق متصرف شده‌اند ضبط خواهیم کرد و براساس خق و انصاف میان محتاجان مجدداً توزیع خواهیم نمود»[7].
1. «باید عدالت اجتماعی دراین کشور، به همان شکل اسلامی کامل، استقرار پیدا کند. امرو هم خیلی پیش رفتیم و خیلی دست‌های ظالم کوتاه شد؛ لیکن بازهم راههایی در مقابل‌مان داریم. باید طبقات محروم و پابرهنة جامعه احساس کنند که اسلام، پشتیبان و نجات‌بخش آنان است»[8].
2. «مردم همیشه در نظر امام ـ رحمة الله علیه ـ اصل و محور بودند... و همة فعالیت‌های اقتصادی و امثال آن باید بر محور نجات محرومین از محرومیت‌ها انجام گیرد»[9].
3. «از آفاتی که درهمین دوران متوجه حرکت رشد و توسعه عمومی کشور است، ‌این است که با سوء سیاست‌ها، شکاف بین طبقات زیاد بشود. عده‌ای فقط به خود فکر می‌کنند؛ اینها کسانی هستند که به قشر مظلوم و مستضعف و به آینده کشور فکر نمی‌کنند. فقط به زندگی شخصی خودشان و به گردآوری هرچه بیشتر ثروت فکر می‌کنند. دستگاه‌های مسئول نباید اجازه بدهند که این‌ها فاصله‌ها و شکاف‌ها را بیشتر کنند. عدالت اجتماعی، اساس است. اگر رونق اقتصادی در کشور باشد، ‌اما عدل اجتماعی نباشد،‌ این رونق اقتصادی محرومیت را برطرف نخواهد کرد... . ما رونق اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی را می‌خواهیم؛ التبه نمی‌گوییم عدالت اجتماعی باشد، ‌اما رونق اقتصادی نباشد، زیرا در آن‌جا که هیچ رونق اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی عامل خیلی مهمی نیست. اگرعدل اجتماعی همراه با پیشرفت اقتصادی باشد، جامعه شکوفا خواهد شد.
مسئولان باید جلو استفاده از روش‌های غیرقانونی، ‌استفاده از راه‌های تقلّب، خدعه، مکر و سوء استفاده از ثروت‌های عمومی را بگیرند؛ این‌ها ممنوع است. فاصله‌ها باید کم بشود. بعضی از این‌حقوق‌ها و پاداش‌ها و دریافت‌هایی که بعضی‌ها دارند ـ که از بیت‌المال هم هست ـ اصلاً قابل توجیه نیست. آن کسانی که از اموال دولتی و از بیت‌المال استفاده می‌کنند بایستی به قدر حقّ و ارزش کارشان برخوردار شوند. انقلاب اسلامی آمد و راه عدالت اجتماعی را هموار کرد، ‌اما باید عمل کنیم. آن کسی که قانون می‌گذارد، آن کسی که برنامه‌ریزی می‌کند، باید ملاحظه عدالت اجتماعی را بکند»[10].
ج) بی توجهی و غفلت افراد توانمند
یکی از مهمترین دلائل فقر در جامعه اسلامی ما، عادت به ثروت اندازی متموّلین و عدم توجه آنها به اقشار ضعیف و مستمند است. وظیفه ای که ما مردم در قبال همدیگر داریم اولاً: توجه به وجوهات واجب مانند پرداخت زکات، خمس و رعایت حق الناس در تمام امور است که یکی از مهمترین دلائل تشرح زکات و خمس چه بسا همین توجه به افراد ضعیف و فقر جامعه اسلامی که اگر همگان خود را ملزم به پرداخت دقیق و به موقع این وجوهات بدانند یقیناً فقرای جامعه بسیار اندک و حتی فقر از بین خواهد رفت ثانیاً: ایجاد فرهنگ و روحیه ایثار و انفاق در بین جامعه، اگر همگان به باور دینی برسند که «بنی آدم اعضای یک پیگرند» و به توصیه اکید قرآن و روایات توجه نمایند و هر کس به حق خویش قانع باشد و توجه به نیاز های دیگران و نیازمندان همانند نیازهای خودمان مهم باشد، در اینصورت بخش بسیار مهمی از فقر و مشکلات جامعه اسلامی درمان شده و بخش عمده ای از عدالت به دست خود مردم پیاده خواهد شد ضمن اینکه نباید وظیفه مسئولان نظام را در تقسیم ثروت های ملی و توجه به عدالت وصل مشکلات مردم را فراموش نمود که اگر این ( توجه مردم و توجه مسئولان) قطعاً معضلات و مشکلات جامعه اسلامی به حداقل خواهد رسید.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. گلبانگ عدالت،‌ اسماعیل پرور، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، 1383،‌ قم.
2. آیین انقلاب اسلامی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ، تهران، 1376.
3. نسل کوثر، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، تهران، 1376.
[1]. الرحمن/10.
[2]. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 110، ص 40.
[3]. صحیفة امام، ج 9، ص 122.
[4]. همان، ج 8،‌ ص 247.
[5]. آیین انقلاب اسلامی، ص459.
[6]. همان، ص458.
[7]. همان،
[8]. حدیث ولایت، ج 5، ص 120.
[9]. نسل کوثر، پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه، ص 109.
[10]. روزنامة کیهان، 15/2/79.

منبع : سایت اندیشه ی قم

/ 0 نظر / 18 بازدید