علائم ظهور آقا امام زمان

وقت ظهور امام زمان (عج) برای هیچکس جز خداوند معلوم نیست. ولی علایم ونشانه های فراوانی برای ظهور آن حضرت در احادیث و روایات بیان شده است امّا آنچه از مجموع روایات بدست می آید علائم ظهور به دو دسته تقسیم میشوند، علائم غیرحتمی و حتمی؛1[1] که اینک اختصاراً هر کدام بیان میشود:

الف. علایم غیرحتمی: مقصود از علایم غیرحتمی آن است که حوادثی بطور مطلق و حتم از نشانه های ظهور نیست بلکه مشروط به شرطی است که اگر آن شرط تحقق یابد مشروط نیز متحقق میشود و اگر شرط مفقود شود مشروط نیز تحقق نمییابد. و لذا مسلم است علایمی که در مورد حتمی بودن آنها نصّی نداشته باشیم، احتمال رخ دادن آنها نیز وجود دارد. امّا علائم غیرحتمی بسیارند که به یک روایت از امام صادق ـ علیهالسّلام ـ اکتفا می کنیم. امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یکی از یاران خود فرمود:

1. هرگاه دیدی که حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند. 2. و دیدی که: ظلم و ستم فراگیر شده است. 3. و دیدی که: قرآن فرسوده و بدعتهائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است. 4. و دیدی که: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی که آن را واژگون سازند. 5. و دیدی که: طرفداران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته اند. 6. و دیدی که: کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمیشود و بدکاران بازخواست نمیشوند. 7. و دیدی که: مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند. 8. و دیدی که: افراد (به ظاهر) با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمیپذیرند. 9. و دیدی که: شخص بدکار دروغ گوید: و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمیکند. 10. و دیدی که: بچه ها، به بزرگان احترام نمیگذارند. 11. و دیدی که: قطع پیوند خویشاوندی شود. 12. و دیدی که: بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و دیدی که: نوجوانان پسر، همان کنند که زنان میکنند. 14. و دیدی که: زنان با زنان ازدواج کنند. 15. و دیدی که: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند و کسی مانع نمیشود. 16. و دیدی که: افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه میبرند. 17. و دیدی که: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود. 18. و دیدی که: همسایه همسایة خود را اذیت میکند و از آن جلوگیری نمیشود. 19. و دیدی که: کافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است. 20. و دیدی که: شراب را آشکار میآشامند و برای نوشیدن آن کنار هم مینشینند و از خداوند متعال نمیترسند. 21. و دیدی که: کسی که امر به معروف میکند خوار و ذلیل است. 22. و دیدی که: آدم بدکار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است. 23. و دیدی که: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و دیدی که: راه نیک بسته و راه بد باز است. 25. و دیدی که: خانة کعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده میشود. 26. و دیدی که: انسان به زبان میگوید ولی عمل نمیکند. 27. و دیدی که: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده میشود. 28. و دیدی که: بدعت و زنا آشکار شود. 29. و دیدی که: مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد کنند. 30. و دیدی که: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و دیدی که: دین براساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا و احکام آن تعطیل گردد. 32. و دیدی که: جرأت بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد. 33. و دیدی که: مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش. 34. و دیدی که: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و دیدی که: سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند. 36. و دیدی که: والیان در قضاوت رشوه بگیرند. 37. و دیدی که: پستهای مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی. 38. و دیدی که: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بشکند. 39. و دیدی که: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. 40. و دیدی که: زن بر شوهر خود مسلط شود و کارهایی که مورد خشنودی شوهر نیست انجام میدهد و به شوهرش خرجی میدهد. 41. و دیدی که: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 42. و دیدی که: مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش میشود. 43. و دیدی که: آشکار قماربازی شود. 44. و دیدی که: مردم محترم توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و دیدی که: نزدیکترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند که به ناسزاگویی به ما خانوادة عصمت ـ علیهمالسّلام ـ ستایش شوند. 46. و دیدی که: هرکس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و گواهیاش را قبول نمیکنند. 47. و دیدی که: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت کنند. 48. و دیدی که: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است. 49. و دیدی که: همسایه از ترس زبان به همسایه احترام میکند. 50. و دیدی که: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و دیدی که: مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود. 52. و دیدی که: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است. 53. و دیدی که: بدکاری آشکار شده و برای سخن چینی کوشش میشود. 54. و دیدی که: ستم و تجاوز شایع شده است. 55. و دیدی که: غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت کنند. 56. و دیدی که: صبح و جهاد برای خدا نیست. 57. و دیدی که: سلطان به خاطر کافر، شخص مؤمن را خوار کند. 58. و دیدی که: خرابی بیشتر از آبادی است. 59. و دیدی که: معاش انسان از کم فروشی به دست میآید. 60. و دیدی که: خونریزی آسان گردد. 61. و دیدی که: مرد به خاطر دنیایش ریاست میکند. 62. و دیدی که: نماز را سبک شمارند. 63. و دیدی که: انسان ثروت زیادی جمع کرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زکاتش را نداده است. 64. و دیدی که: قبر مرده ها را بشکافند و آنها را اذیت کنند. 65. و دیدی که: هرج و مرج بسیار است. 66. و دیدی که: مرد روز خود را با مستی به شب میرساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد. 67. و دیدی که با حیوانات آمیزش میشود. 68. و دیدی که مردم به مسجد (محل نماز) میرود وقتی برمیگردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزدیدهاند). 69. و دیدی که: حیوانات همدیگر را بدرند. 70. و دیدی که: دلهای مردم سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است. 71. و دیدی که: بر سر کسبهای حرام آشکار را رقابت کنند. 72. و دیدی که: نمازخوان برای خودنمایی نماز میخواند. 73. و دیدی که: فقیه برای دین خدا فقیه نمیآموزد و طالب حرام ستایش و احترام میگردد. 74. و دیدی که: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و دیدی که: طالب حلال، مذمت و سرزنش میشود و طالب حرام، ستایش و احترام میگردد. 76. و دیدی که: در مکه و مدینه کارهایی میکنند که خدا دوست ندارد و کسی از آن جلوگیری نمیکنند و هیچکس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمیشود. 77. و دیدی که: آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد. 78. و دیدی که مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکر کند، ولی دیگران او را از این کار برحذر میدارند. 79. و دیدی که: مردم به همدیگر نگاه میکنند، و از مردم بدکار پیروی نمایند. 80. و دیدی که: راه نیک خالی و راه رونده ندارند. 81. و دیدی که: مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندهگین نشود. 82. و دیدی که: سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود. 83. و دیدی که: مردم و جمیعتها جز از سرمایهداران پیروی نکنند. 84. و دیدی که: به فقیر چیزی را دهند که برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است. 85. و دیدی که: علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگران نشود. 86. و دیدی که: مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی به جای میآورند و کسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمیکند. 87. و دیدی که: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند، ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد. 88. و دیدی که: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلکه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و دیدی که: زنها بر مسند حکومت بنشینند و هیچ کاری جز خواستة آنها پیش نرود. 90. و دیدی که: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد. 91. و دیدی که: اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدکاری، کمفروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است. 92. و دیدی که: قدرتمندان غذای عموم مردم را احتکار کنند. 93. و دیدی که: اموال حق خویشان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شرابخواری شود. 94. و دیدی که: به وسیلة شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز کنند. 95. و دیدی که: در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند. 96. و دیدی که: سر و صدای منافقان برپا، امّا صدای حق طلبان خاموش است. 97. و دیدی که: برای اذان نماز مزد می گیرند. 98. و دیدی که: مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند. 99. و دیدی که: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند. 100. و دیدی که: قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند. 101. و دیدی که: استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند. 102. و دیدی که: فرمانروایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدکاران از خدا بیخبر قرار دهند. 103. و دیدی که: بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن میگویند، ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند. 104. و دیدی که: صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند. 105. و دیدی که: وقت (اول) نمازها را سبک بشمارند. 106. و دیدی که: هم و هدف مردم شکم و شهوت شان است. 107. و دیدی که: دنیا به آنها روی کرده است. 108. و دیدی که: نشانه های برجستة حق ویران شده است؛ در این وقت خود را حفظ کن و از خداوند بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد.2[2]

این روایت گوشه های از مفاسد جهان در آستانة قیام و انقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) را بیان داشته است. البتّه روایات فراوان در این زمینه وجود دارد که علاقه مندان میتوانند به کتاب های مربوط مراجعه فرمایند.[3]

ب. علائم حتمی: منظور از علائم حتمی آن است که به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود؛ که با استفاده از روایات معصومین ـ علیهم السّلام ـ بدین ترتیب است:

امام صادق ـ علیه لسّلام ـ فرمود: "پیش از ظهور قائم (عج) پنج نشانة حتمی است؛ یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان."4[4] و نیز او فرموده: "وقوع ندا از امور حتمی است، و سفیانی از امور حتمی است، و یمانی از امور حتمی است، و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی است، و کف دستی که از افق آسمانی بیرون میآید از امور حتمی است." و اضافه فرمود: "و نیز وحشتی در ماه رمضان است که خفته را بیدار کند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون میآورد."5[5]

توضیح علایم حتمی :

1. صیحه و ندای آسمانی: یکی از نشانه هایی که تحقق آن هنگام ظهور قطعی است ندای آسمانی است، خطاب به مردم جهان، که همه جهانیان آن را می شنوند، صدایی قوی و نافذ که از آسمان و از هر سمت به گوش می رسد و هر کس به زبان خودش آن را می شنود، صدایی که خفته را بیدار و نشسته را برپا می دارد، مردم از این صیحه آسمانی هراسان گشته از خانه های شان بیرون می آیند تا ببینند چه خبر است! آن ندای آسمانی مردم را به خود داری از ظلم، کفر، جنگ و خونریزی دعوت و به پیروی از امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ فرا می خواند. حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را با نام خود و نام پدرش معرفی می کند. پس از این حادثه آسمانی، مردم جهان مصرّانه و در همه گوشه و کنار جهان در پی پاسخ به یک سئوال بر می آیند: این شخصیت بزرگ یعنی مهدی کیست؟ و کجا است؟[6]

2. خروج سفیانی: از جمله علامات حتمی که پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ ما بر آن بسیار تأکید کرده و صریح و روشن بیان فرموده اند: خروج سفیانی است. طبق پاره از روایات، مردی اموی و از نسل یزید بن معاویه بن ابی سفیان و از پلیدترین مردم است، نامش «عثمان بن عنبسه» است و با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی ویژه دارد. سرخ چهره و کبود چشم و آبله رو و بد منظر و ستمگر و خیانتکار است، از سرزمین شام قیام می کند و به سرعت پنج منطقه دمشق، فلسطین، اردن، حمص و قنسرین را تصرف می کند و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه و عراق می آید و در شهرهای عراق، به ویژه در نجف و کوفه جنایاتی بزرگ مرتکب می شوند که بعد از حوادث تلخ و جنایاتی زیاد که او و سپاهیانش مرتکب می گردند در مدینه و عراق به سوی شام و دمشق متواری می گردد و سرانجام در بیت المقدس توسط سپاهیان امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به هلاکت رسیده و سرش از بدنش جدا می گردد.[7]

3. خسف بیداء در روایات یکی از علائم ظهور امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ که قطعی است، فرو رفتن لشکر سفیانی در وادی بیداء است که امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: این از محتومات است که تغییر و تبدیل در آن راه ندارد. همان گونه که در ظهور سفیانی بیان شد سفیانی بعد از اشغال عراق سپاهی به سوی مدینه می فرستد و سپاه سفیانی بعد از قتل و غارت در مدینه به سوی مکه می روند که این سپاه در بین مکه و مدینه به فرمان خداوند متعال به زمین فرو می روند.

4. قتل نفس زکیه: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: یکی از علائم ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ کشته شدن جوانی است از آل محمد در بین رکن و مقام که نامش محمد بن الحسن است و در روایت دیگری آمده است که بین قتل نفس زکیه و آمدن حضرت تنها پانزده روز فاصله است.[8]

و نیز بر اساس روایات که ظهور و خروج سید حسنی را از علایم ظهور امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ شمرده اند، بعد از ملاقات سید حسنی و سپاهش با امام زمان ـ علیه السلام ـ در عراق، سید حسنی با این که طبق فرمایش امام صادق ـ علیه السلام ـ امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را می شناسد اما برای آن که به یاران و پیروان خود امامت و فضایل امام را ثابت کند آشنایی خود را آشکار نمی سازد. و از امام ـ علیه السلام ـ می خواهد که دلایل امامت و موارثی که از پیامبران نزد او است ارائه دهند. امام ـ علیه السلام ـ آنها را ارائه داده و معجزاتی آشکار می فرمایند. سید حسنی با امام بیعت می کند و پیروان او نیز بیعت می کنند، مگر عده ای که نمی پذیرند.[9] همان طور که عده ای قبل از آنها معجزات پیامبران را نادیده گرفته و به آنها تهمت سحر و جادوگری می زدند. بنا براین نه هرکسی می تواند ادعای مهدویت کند ونه ان کس که ادعای مهدویت به دروغ می کند قادر به انجام وتحقق اهداف ان حضرت است . چه ان که اگر چنین امری ممکن بود اثری ازان تا حالا دیده می شد . ودر خاتمه می گوییم که گسترش صلح ودوستی واقعی فقط در سایه تحقق ارمان های اصیل اسلامی امکان پذیر است که امام (عج) ازهر وسیله ممکن برای رسیدن به ان بهره خواهد جست .

 

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:

1. روزگار رهایی (ترجمه یوم الخلاص) تألیف کامل سلیمان، ترجمه علی اکبر مهدی پور، چاپ دوم، 1371. ج 2.

2. چشم به راه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه. مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ص 312ـ259.

3. حضرت مهدی (عج)، فروغ تابان ولایت، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم 1376، ص 102ـ88.

اما سفیانی:

بر اساس روایات وارده نام این فرد پلید که رهبری جبهه باطل و مهدی ستیز را به عهده دارد، عثمان بن عنبسة بن ابی سفیان است و ظاهر روایات نشان می دهد که به مدت هشت یا نُه ماه بر نواحی پنجگانه: دمشق، حمص، اردن، حلب و قنسرین حکومت خواهد کرد و خون های زیادی را خواهد ریخت تا این که سرانجام در منطقه فلسطین شرقی به دست سپاهیان مولانا الحجة ـ سلام الله علیه ـ اسیر و در کنار دریاچه (طبریّه) به قتل می رسد. بر اساس تصریح روایات، خروج سفیانی از وعده های حتمی خداوند است. از امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می باشد و قائم ظهور نمی کند مگر پس از مرگ سفیانی.[10]

 

موفق باشید .


[1] . فضیل بن یسار از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت کرده که: نشانه های ظهور دو دسته است؛ یکی نشانه های غیرحتمی و دیگری نشانه های حتمی... ابن ابی زینب محمد بن ابراهیم نعمانی، غیبت نعمانی، ترجمه جواد غفاری، کتابخانه صدوق، باب 18، ص 429.

[2] . باقر مجلسی، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج 52، ص 260ـ256.

[3] . . البتّه کتابهای فروان علایم ظهور را بیان کرده که دو کتاب به عنوان نمونه برای مطالعه بیشتر معرفی میشود:

1. مهدی منتظر (عج) مؤلف حاج شیخ جواد خراسانی، محقق، سید جواد میرشفیعی خوانساری، ناشر: بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نورالاصفیاء، ص 302ـ207، بخش سوم.

2. نشانه های ظهور او، مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیرازی، انتشارات مسجد جمکران، چاپ نگین، تاریخ و نوبت چاپ اول، زمستان 78.

[4] . شیخ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم، ص 650.

[5] . ابن ابی زینب محمد بن ابراهیم نعمانی، غیبت نعمانی، پیشین، باب 14، ص 365.

[6] . کورانی، شیخ علی، عصر ظهور.

[7] . طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، قم، نشر آستانه مقدسه.

[8] . طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، قم، نشر آستانه مقدسه.

[9] . سیمای آفتاب همان، ص278.

[10] . بحار الانوار، ج 52، ص182.

منبع: اندیشه ی قم

/ 0 نظر / 32 بازدید