حکومت اسلامی که داعیه عدالت است پس چرا

عدالت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
از آنجایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بر اساس مبانی اسلام شکل گرفته بدیهی است که در زمینة عدالت نیز مقرّراتی داشته باشد. لذا در اصول متعددی به اجرای حق و عدالت اشاره شده است برای مثال اصل اول، حکومت ایران را بر پایة حق و عدل قرآنی اعلام می‌کند و در اصل دوم نیز ضمن اشاره به اعتقاد به عدالت خداوند در خلقت و قانونگذاری هرگونه ستمگری و ستم‌کشی و سلطه‌گری و سلطه‌پذیری را نفی می‌کند. در بند اول از اصل سوم آمده است که این پایه‌ها در تمام قوانین و سیاستهای جمهوری اسلامی در ابعاد داخلی و بین‌المللی تأثیر می‌گذارد. علاوه براین چون عدالت بارزترین صفت اخلاقی است، جزء تکلیف دولت در توسعه آن محسوب می‌شود.
نیز در اصل 19 در حقوق ملّت می‌گوید: «مردم ایران از هرقوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود». و در اصل 20 ادامه می‌دهد: «همة افراد ملّت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همة حقوق انسانی، سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
و همین طور این مطلب و موضوع در سایر قوانین و بخشنامه ها و آیین نامه های نظام جمهوری اسلامی لحاظ شده است لذا از جهت مبانی و تئوریک مانعی در رسیدن حقوق به ذی حقشان وجود ندارد.
اجرای عدالت یکی از دلایل برپایی حکومت اسلامی:
امام خمینی‌(ره)، در این رابطه می‌فرمایند:‌ «مهم‌ترین وظیفة انبیاء ـ علیهم السلام ـ برقرار ساختن یک نظام عادلانه اجتماعی از طریق اجرای قوانین و احکام است... هدف بعثت‌ها بطورکلی این است که مردمان براساس روابط اجتماعی عادلانه نظم و ترتیب پیدا کرده ... این با تشکیل حکومت امکان‌پذیر است، خواه نبی خود موفق به تشکیل حکومت شود مانند رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ و خواه پیروانش پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظام عادلانه اجتماعی را پیدا کنند.»[1]
موانع تحقق عدالت از دیدگاه علی ـ علیه السّلام ـ
الف) تبعیض: انسان در اثر انحصارطلبی و حق ویژه قائل شدن برای خود و آنچه به خود وابسته است به مرزبندی بین اشخاص و اشیاء می‌پردازد و در میان آنها تفاوت می‌نهد و تبعیض قائل می‌شود و بدین‌سان قوی‌ترین مانع اجرای عدالت شکل می‌گیرد و به همین دلیل مراعات انصاف، بین خود و دیگران و رعایت حقوق آنان از مؤکدترین تذکرات اخلاق ائمه ـ علیهم السلام ـ در روابط اجتماعی است. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در تحلیل مفهوم تبعیض می‌فرماید: وقتی خواسته‌ها ـ علاقه‌مندی‌های والی گوناگون و متفاوت باشد او را از بسیاری عدالت، باز دارد.»[2]، زیرا وقتی انسان با مقیاس‌های خود به ارزیابی دیگران می‌پردازد بسیاری از بایسته‌ها را نمی‌بیند و یا ضرورتی در مراعات آنها نمی‌بیند.
ب) سودجویی؛ حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در کلامی جامع به ابعاد این مسئله پرداخته و در نامه‌اش به مالک اشتر می‌نویسد: نیکی به بازرگانان و صنعت‌گران را به خود یادآوری کن و به دیگران نیز نیکی به آنها را سفارش کن... زیرا که آنان ما منفعت و زمینه‌سازان آسایش مردمند و با این همه بدان که در جمع آنان بسیاری تنگ نظر و طمعکار و احتکارگر و انحصارطلبند. و این شیوه‌های مضر به مردم و عیب حکومت است، پس از احتکار و سودجویی جلوگیری کن، تا خرید و فروش آسان و طریق متعارف به خود گیرد و با ترازوی عدالت پیش رود و با نرخ‌های رایجی که نه ضرر به فروشنده و نه خریدار باشد صورت پذیرد.»[3]
ج: امتیازطلبی: مانع دیگری که بر سر راه اجرای عدالت وجود دارد، امتیازجویی خواص و حواشی قدرت است. حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ با شناخت دقیق این مانع عدالت سوز در منشور حکومتی خود می‌نویسد. برای والی، نزدیکان و خلوت‌نشینانی است که خوی برتری جویی و استثمار دارند و در معاملات با مردم کم انصافند، ریشة آنان را بر بریدن اسباب آن برآور و به هیچ یک از آنان قطعه‌زمینی واگذار مکن و مبادا در تو طمع کنند با بستن پیمان‌هایی که به دیگران زیان رسانند و بار بر دوش دیگران نهند، که گوارایی و رفاه برای آنان باشد و عیب آن به نام تو رقم خورد.»[4]
د) ضعف نفس: از دیگر موانع اجرای عدالت، ضعف نفس و سستی اراده خودباختگی است. حضرت امیر در فرازی پیامد بی‌رغبتی به جهاد با دشمن ستمگر را چنین ترسیم می‌فرماید: هر کسی مبارزه با ستم را واگذارد و از آن روی برتابد خداوند جامة خواری بر او بپوشاند... و حق از او روی گردان شود و به خواری محکوم و از انصاف محروم گردد.»[5]
و شهید مطهری عدم اجرای عدالت را ناشی از عدم شایستگی مسؤولین برای اجرای عدالت و بد تفسیر شدن عدالت می‌داند و می‌فرماید: یک قانون خوب و عالی در درجة اول باید خوب تفسیر شود و در درجة دوّم باید خوب اجرا و تنفیذ گردد.[6]
علامه جعفری در این رابطه می‌نویسد: تمام ناتوانی‌های بشر معلول یک خطای نابخشودنی است که عبارت از مقدم داشتن «می‌خواهم» بر عدالت است.[7] و امّا این بحث که چرا در نظام جمهوری اسلامی ایران بی‌عدالتی وجود دارد اسباب و علّت‌های متعددی در این زمینه دخالت دارند که موجبات بی‌عدالتی را فراهم ساخته‌اند که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره داشت.
1. نبودن شناخت کافی از عدالت و بد تفسیر شدن عدالت: به طوری که هر شخصی عدالت را منافع خویش تفسیر می‌کند. به عنوان مثال اگر در دادگاه محکوم شود، این را نشانة بی‌عدالتی و اگر پیروز شود آن را نشانة عدالت می‌داند. و این در واقع به آشنا نبودن به قوانین و مقررات برمی‌گردد.
2. ممکن است عملی در ظاهر مصداق بی‌عدالتی به شمار آید؛ ولی در واقع مصلحت مهم‌تری را در پیش داشته باشد که ما از آن بی‌اطلاعیم.
3. وجود مسئولینی که توانایی اجرای عدالت را ندارند، و نبودن دستگاه‌های نظارت کننده قوی که توان اجرای عدالت را داشته باشند.
4. در برخی موارد عدالت فدای مصالح و منافع سیاسی و حزبی می‌شود.
5. امتیازجویی خواص و حواشی قدرت که می‌تواند عدّه‌ای را از رسیدن به حقوق خویش محروم سازد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مرتضی مطهری، عدل الهی، تهران، صدرا، 1358.
2. عدالت در اندیشة سیاسی امام علی ـ علیه السّلام ـ انقلاب اسلامی در اندیشه و عمل، مجموعة مقالات، سازمان تبلیغات اسلامی، بهمن 75 ـ ص 67 ـ 45.
[1] . امام خمینی(ره)، صحیفة نور، تهران، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج9، ص 42.
[2] . نهج‌البلاغه، نامة 59، ترجمة سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، 1374، ص 344.
[3] . همان، نامه 53، فراز 95، ص 335.
[4] . همان نامه، 53، فراز ص 338.
[5] . همان خطبة 27، ص 27.
[6] . مطهری، مرتضی، بیست گفتار
[7] . جعفری، محمدتقی، ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ اول، 1372، ج 24، ص 13، با تلخیص و تصرف.

/ 0 نظر / 23 بازدید